تبليغاتX
.بِسم الله الرحمن الرحیم اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَيْكَ الْمُشْتَكى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِيانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرينَ
و هو العلی العظیم

راه دار! رحل *ارجی الا ربک* را برصحیفه نور ختم فرمود ؛محمل داران !بار برببندید و دلها را بر ستونهای جماران دخیل زنید تا بلکه چشمهای بی روزن از شوق وصل ؛شاهد آن روح قدسی باشد .

آن روزی که روح خدا ردای رسالت پوشید ؛غریبانه در قربانگاه رضای حق پا به میدانی گذاشت که پر بود از حلقه های کفتاران شب پرست بر یک بام و دو هوا ،حریصانه همچو آتشی زبانه می کشیدند .دیو سیرتان جهل و شهوت و روبه صفتان شبگرد معافی طلب بر بالای دار العماره نعره مستانه سر میدادند .

روح خدا  !عصاره پیدا و پنهان *نفس مطمئنه* ؛در میان تیر باران حوادث  خیمه های عاشورایی بر پا نمود و به میادین صفین و نهروان و جمل آمد ؛و در امتداد یک حماسه ناتمام بدر و احد و خندق را در سینه ستبر تاریخ آزادگان بار دیگر منقش ساخت .

اینک موجهای ناآرام ،بازمانده گان  از ساحل شورو شهادت ،صحابه مسلکان بلانوش عدالت ،جانهای بیقراراندیش عاقبت ،حنجره های  معرکه ی ربذه ی  با مروت  ؛در کرانه ی حدیث جاودانگی آن قلب توحید ،سربه زانو نهاده و از عطش* مصیبة ما اعظمها و اعظم رزیتها فی السلام *،دلهای  تفتیده را به  دستهای* اوصیکم به تقوالله * به ودیعه نهاده اند که امیر قافله صبرو بصیرت است؛ تاآن خورشید پر مهر،طلایه  دار سبز اندیش، فرج الله حاضر طلوع کند .

یا صاحب الزمان آجرک الله

توضیحات:

انفجار و همچنین ترکشهای مین جهنده (والمری)باعث میشه یک گردان رو ساقط کنه رحلت امام هم همچین حالتی رو داشت .فقط یه نفر تونست خودش رو سپر این ترکشها کنه که حداقل اسیبات رو بر جای بزاره و اون هم کسی نبود جز فرماندهی معظم کل قوا (حفظه الله )  

یا ارحم الراحمین

+ پاتک    توسط حرمان  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

وقتی سنگر انفرادی مورد هدف بعثی ها قرار گرفت ما هم از ترکش ها درامون نموندیم مخصوصا سیستم ارتباطی از ترکش خمپاره ها بی نصیب نموند و الان هم بعد دو ماه با رایزنی و گرفتن غرض و این حرفا از پدر گرامی تونستم دوباره رو پا بایستم اینم لطف خدا بوده مگرنه تا الان باید تو اسمون هفتم این دهکده جهانی می بودم .

حال و هوای عجیبی این ماه خرداد ...قلم همراهی نمیکنه تا از گفتگوهای ترکشی بنویسم برای همین این پست رو میخوام از ترکشهای اصابت شده به این جانم بنویسم که بعضی مواقع بر اثر شدت دردفراق، دیواره های قلبم فرو می ریزه .

ما که هر وقت خواستیم ارتباطی برقرار کنیم با مولا مهدی (عج) باید اول وارد ایستگاه صلواتی بشیم و یه خورده داغ و حسرت آهنگ رفتن پرستوها رو بخوریم و بعد با آیه های اندوه وارد خیمه شهدا بشیم ..اونم با زمزمه های حسین علیهم السلام ...

از اینهمه تکرار خسته شدم پرستوهای مهاجر به خا نه باز گردید مگر نه اینکه بهار امده ؟!

آن وقتها در امتداد نسیم احساس خستگی نمی کردم ،آن وقتها درد مثل نیلوفر به دورم نمی پیچید بلکه آرامم می کرد چون دل تنها با یاد خدا آرام میگرفت آخر با غفلت قهر بودم .

یاد بازوهایی بخیر که اخلاص ان را ورزیده میکرد .یاد پاهایی بخیر که هزاران کوه ایستادگی را تربیت میکرد.

یاد جاده هایی ( به سمت کربلا ) بخیر که ادمی را از بیراهگی ، انحراف و چند راهگی ، نجات میداد .

یاد سنگرهای خودی بخیر که مفصل ترین میهمانی اشک و خلوص ، تبسم و استراحت بدون خرجهای کلان را ترتیب میداد .

یاد خاکریزها بخیر که گودالهای لغزش و گناه را صاف میکرد .

یاد گودالها بخیر که شبها در ان آسایش زمین میخورد و غفلت و هراس از مرگ می گریخت .

یاد حسینیه ها بخیر که شاهد قدوم اهل بیت (ع) بود.

یاد نقشه ها بخیر که فلشهای خدا طلبی در ان رسم میشد .

یاد سیم خادرها رو خورشیدیها بخیر که در ان خار ، سیم و زر سبز نمی شد .

یاد منورها بخیر که به دیدار چهرهای نورانی می آمدند، سرانجام از شدت حسادت چراغ عمرشان خاموش می شدو اخرین پوسته خود را می انداختند.

یاد پیشانی بندها بخیر که که افتاب از نورانیت پشت خود پنهان می کرد تا خورشید در برابرش روزی یک بار روی تابیدن بیابد .

یاد چفیه بخیر که علامت زهد بودو عرقچین بسیاری از نیازها .

یاد لباسهایی بخیر که از بس عزیز بودند خدا زمین را به رنگ آنها آفرید.

یاد پوتینهایی که مشکی بودند اما پس از خود ذره ای تیرگی و تاریکی به جا نگذاشتند و جاهایی رفتند که حتی دیگر کفشها جرات قدم نهادن

 به انجاها را پیدا نکردند.

یاد پیراهن خاکی بسیجیها بخیر که افتادگی را می آموخت و

بی پیرایگی تبلیغ میکرد ..

یاد رمزهای عملیاتی بخیر که شمارش معکوس بود برای دستهایی که به عباس (س) پیوند می خورد ،

کمرهایی که بیاد پهلوی شکسته سجده می کرد ، سرهایی که تقدیم سرورشان حسین (ع) می شد

فرقهایی که به عشق علی (ع) شکافته می شد ، بدنهایی که در خلسه سکوت بقیع همصحبت خاکها شد و تشییع نشد

شما را به خدا یک بار دیگر سری به لحظه های وداع،التماس دعا ، شفاعت ، یادگاری ، وصیت نامه ها ، سجده های طولانی ، گذشت ، توسل ، بی قراری دل ، سنگر مناجات بزنید....

تا شبی به تاریکی ززلفش باز جویی رُخت رادر نگاه دستانش !.

یا ارحم الراحمین  

 

+ پاتک    توسط حرمان  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سالروز ازادسازی قلب آسمان (خرمشهر) همان که کبوتران خونین بال بر بازوان دشمن آشکارا قدم نهادند تا آسایش زمین را برای آَشیانه های موقت پرستوهای مهاجر به ارمغان بیاورند ؛ به لبیک گویان از هابیل تا ابراهیم (س) ، از ابراهیم (س) تا محمد (ص) ، از محمد (ص) تا کلینی ، از کلینی تا خمینی (ره) و از خمینی (ره) تا خامنه ای (مدظله ) و در آخر به تنها یگانه منجی عالم  موعود (عج) همیشه سبز تهنیت . 

 

خدایا !دنیا پر است از ترکشهای گناه و نگاه که به جانم اصابت کرده  تنها مسکن درد این ترکشها ،عشق توست

خدایا !در حسینیه شهدا با فانوس انتظار  ، شبانه به دور از هر گونه آنتن و دیده بانی به مناجات بر میخیزم

 تا بتوانم  اشکهایم را به تفحص خود بفرستم برای درمان این هجر گلو گیر

خدایا !تو راوی قلب پر از ترکش من باش .

 یا ارحم الراحمین

+ پاتک    توسط حرمان  |