تبليغاتX
.بِسم الله الرحمن الرحیم اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَيْكَ الْمُشْتَكى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِيانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرينَ
بسم الله الرحمن الرحیم
 

خیمه های عاشقی در کربلای خوبیها بر پا شده و ذهن من پر می شود از پرستوهای آتش سواردر وادی حادثه و صدای بال پرواز پلاک های شکسته
و نفس فرشته ها که با آیینه و قران و یک کاسه آب به استقبالشان می روند .


بغض نگاهم می شکند،وقتی خاکریزها از پاهای اشنا می گویند، از پیشانی های شکفته از حنجره های سوخته و چشمهای مهربان خاک خورده
در امتدادجاده ......



غریبانه با سجاده ای از جنس خاک پیوند می خورم از هزاران لبخند خشکیده در میدان مین ؛ومی سوزم با کوله بار ی از انتظارو حسرت دلهای نرفته و بسته در خاموشی
در امتداد نخلها و جاده هایی که هنوز در غوغای غروب ،
غم پرواز سر میدهند .


و نی هایی که از موجهای شط وحشی اروند و مجنون کلافه شده اند ،
دلتنگی ام پر می شود از شبهای اجابت دعا در دوکوهه ؛
بغضم مدفون می شود در خاک سرخ شلمچه ؛
بی قراری هایم برفراز تپه های قلاویزان دنبال رازهای نگفته می گردند .



گلویم از دم لیلایی نی های جزیره مینو می گیرد وخوابهایم
بوی یاسهای شبهای هور میدهند ،و
دلم این دل!
بین سه راهی شهادت (طلائیه) ،زیر باران عطش ،
آرام و بی صدا از دنیا هجرت می کند تا به کرانه پاکیها سر به ساحل گمنامی
وبی نشانی بگذارد.



اما حال نه صدای بال کبوتر پلاک شکسته ای به گوش می رسد نه عطر یاسهای هور و نه آوای موج به ترکش فکه !نه حکایتی ازساحل دجله و
کناره اروند،نه سوزو ساز مشک و عطش، و نه بوی سیب کال و شور لیلایی
ونه ترنم مردان بی شکست ....

بجز تصویرخاکی ازکانالهای که انتهایش دروازه ی بهشت بود ! چادر
چلچه های به خون نشسته کرخه !

نخلهایی که با سر بریده به نماز ایستادند ! ساحل بی کران اروند ! آسمان پر از پنجره ی شلمچه !حنجره های پر از بغض دو عیجی !

چراغ های بی فروغ ام الرصاص ! قمقه های که پر شده از زلال چشمه ی
اشک بچه های رمضان !
و دشتهایی که جز شقایقهای سرخ را آغوش نمی کشند!
واکنون نیز دلهای رفیعی که زیر دید مستقیم جنجالهای عافیت طلبی
به وصی امام عشق اقتدا می کنند .





پ.ن:
وعده ما تحویل سال نو ی شمسی ، شلمچه با شهدا

یا ارحم الراحمین
+ پاتک    توسط حرمان  | 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 
حلقوم ها را می توان برید، اما فریاد ها را هرگز
فریادی كه از حلقوم بریده برمی آید
جاودانه می ماند

هر روز بر جنازه های كوچك و بزرگی كه بدنهایشان قطعه قطعه شده ، نماز میت خوانده میشود ؛ سرها بر فراز تیرها بر نیزه رفته اند و بر جنازه های عریان ، صلیبی از خون سرخ نقش بسته است
نژاد پرستان صهیونیزم به ذات این تعریف كه انسان را حیوانی ناطق می داند دست یافته اند
این نوع از بشر نه در ذیل حیوان، كه در اذلّ مراتب حیوانی تحقق  می یابد . بشری كه از انسانیت ها تنها تكلم را آموخته است اما همه زشتی های وجود حیوانی را در خود جمع دارد:
از خوك شهوترانی و لجن خواری را آموخته است
از گرگ خونخواری را، از شغال حیله گری را از عقرب زهر ریختن را
از مار شیطنت و ریا كاری را ،از كفتار مرده خواری را ،از خفاش روزکوری را ،از موش نفاق را ،از سگ دلگی را، از بوف شوم آوازی را، از كلاغ دزدی را.....و...

قربانی شدن در سرزمین های اشغالی در زیر چكمه های ژنرال های پنتاگون و نژاد پرستان صهیونیزم را سکوت سران عرب !! پیچیده در دشداشه های از جنس پوست روبهان قطب که سرخود را چونان اُردک های تالابهای شمالی تکان میدهند و قبقبهایشان چونان قورباغه های بیلبائو در حال ترکیدن است -انها فقط به یک چیز فکر می کنند انهم فربه نمودن شکم پر از نفخشان- همیشه هموار کرده است .

دنیای جدید که دنیای حاکمیت استکبار است شرط لازم تحقق خویش را کشتن نوزادان و کودکان در سرزمین های اشغالی می بیند و تلاش برای استقرار یک دولت نامشروع مجهول الهویه فقط با بریدن سرهای كودكان و زنان بی دفاع با توطئه مسکوت ماندن یک میلیارد مسلمان
و
بی تفاوتی سران کشورهای عربی 
ممکن می شود .

حلقوم ها را می توان برید اما فریادها را هرگز




آیا راه دیگری برای "ما " باقی مانده است؟



یا ارحم الراحمین

+ پاتک    توسط حرمان  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

لا حول ولا قوة الله بالله العلی العظیم

بر ما خورده میگیرد که چرانوشته ایم :

جناب حجة الاسلام سید حسن خمینی شما که باید بدانید منطق حکومت اسلامی ،نه خانواده بنیانگذار انقلاب و نه خانواده هیچ مقام دیگری، مصونیتی در برابر ارتکاب خطا ندارند ، کما اینکه حضرت امام(ره)،در برابر شکایت یک شهروند از شخص ایشان برای خود مصونیت قائل نگردیدند و برای کسب رضایت او تلاش کردند.

کسی که تا دیروز تصویر موهن از امام ره کشیده و در تمامی روزنامه های داخلی و خارجی و در اجلاسها اینگونه عنوان کرده که "عاقبت خمینی در موزه است" اگر فردی فهم توتالیتر از دین را تبلیغ و ترویج کند جایش در موزه تاریخ ایدئولوژی های فلاكتبار است .او نیز روزی به موزه خواهد رفت!امام خمینی دیگر وجود ندارد"
کجا بودید؟ تا جلوی هذیان گوییهای گنجی ملعون را بگیرید حداقل شده جلوی سعید حجاریان،مفلوک را در پی انتشار این تصورات موهون در روزنامه صبح امروز به مدیر مسئولی خودش شما بیایید از کلام امام ره که منافقین چه کسانی هستند بگویید؟..؟!

قطب زاده های این دوران که ماهیتشان هر روز در حال افشا میباشد تا بلکه بتوانند کمپین متلاشی خود را وزین کننداز هرگونه توهین به امام ره لب فرو نبستند، چطور حالا سنگ امام ره را به سینه می زنند و دایه مهربان تر از مادر برای شما"جناب حجةالاسلام حسن خمینی " شده اند.وبرخی هم با پول های عناصر معلوم الحال نظیر شهرام جزایری در گلوی شان گیر كرده روزه سكوت گرفته اند.

چگونه است كه امروز كسانی كه با سیاست های لیبرالی، به اسم توسعه، عدالت را به عنوان میراث بزرگ حضرت امام ره مورد هجمه قرار دادند ، شما انها را نمی بینید اما !!! فرزندان انقلاب را عامل بیگانه و نفوذی می خوانند؟

حال در این گیر دارهای منطقه ای و فرا منطقه ای که شریف ترین ، اصیل ترین فرزندان انقلاب ، همانها که در تمامی عرصه ای به ثمر رسیدن دوشادوش رهبری انقلاب اسلامی از جان گذشتند وهنوز هم بعنوان خاص ترین افراد مدافع حریم ولایت هستند و از هیچ کوششی برای صیانت این ثمره کبیر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت روح الله دریغ نمی کنند و خواستار صیانت از اصول انقلاب اسلامی هستند آنها را مورد خطابه در مذاکراتی که با قطب زاده ها،داشتید ؛ قرار می دهید .تا انها با تصویری ازیک جمهوری دلقک بازی در فضاسازی های سیاسی دولت خدوم را بارها رو بارها مقام معظم رهبری رضایت خود را علنا و کتبا اعلام داشته ؛مورد هجوم قرار داده تا از این طریق بتوانند ان زخم کهنه ای که فرزندان انقلاب بر سینه شان نهاده را بپوشانند .

 و چه کوبنده حضرت روح الله در باره " بعضی قلمها وقتی توطئه گرهایی که فسادشان برای ملت ثابت است، جلویشان را می گیرند ؛فریادشان در می آید .اگر فحشایی را بخواهند بگیرند باز صدای این آقایان در می آید که بله چنان است .باید به این دسته گفت که ثابت شده که اگرروزی دولت ایران بخواهد شر آنها را بکند با یک یورش همه آنها را از بین می برد .و آنها میدانند قدرت هست ولی قدرتمند از روی قواعد عمل می کند ."

جناب حجة الاسلام سید حسن خمینی ، حضرت امام ره همیشه خود را خادم ملت می دانستندودر نهایت تقوا با داشتن علم وعمل ؛ عرفان و فلسفه، مدیریت و اقتدارو ساده زیستی ، همواره پاسدار پاسدار اندیشه های اسلام ناب محمدی ( ص) بود. عدم احراز صلاحیت به دلیل ارائه نکردن مدرك تحصيلي لازم براي كانديداتوري انتخابات مجلس هشتم در موعد مقرر؛ آیا این امرنباید برای شما به عنوان مایه ی فخر نظام از آن یاد شده که حتی برای نوه بنیانگذار خود نیز تبعیضی قائل نیست.؟؟؟

و اما توطئه گران داخلی و خارجی بدانند :
ذوب شدگان و شیفتگا ن در ولایت ولی خدا در پی عملهایی چه با سکوت و چه با فریاد آرزوی یک عده آدمهای فاسق متظاهر به دین را به گور می فرستند.همانهایی که روزی در دادگاه عدل الهی محاکمه خواهند شد

یا ارحم الراحمین

+ پاتک    توسط حرمان  |